اختصاصی
دست در جیب مردم و سر در توبره دشمن

به گزارش فرقه نیوز: هنوز رخت عزای حادثه اهواز از تن نکنده بودیم که جنابی از طایفه روشن اندیشان شیراز پیدا شد و مانند مشاهیر فضای مجازی که برای لایکی، تنبان از پا به در می کنند، تنبان حیا دریده و توییتر را به افاضات و خرده فرمایشات خویش منور کرد... بماند اینکه پیشتر بودند بسیاری که در تمنای شاباش، به همین آهنگ ناموزون در مقابل اربابان خویش، خوش رقصی فرمودند و چندی بعد، مشت محکمی از ملت خوردند.

جناب مهدی حاجتی یکی از اعضای شورای شهر شیراز فرمایش کردند که مدتی است جانشان برای دو دوست بهایی که توسط امنیتی ها دستگیر شده اند، بی قراری می کند و ضمیرشان برای آزادی اینان ضجه می کشد... و دو هفته است که هر چه می زنند نمی شود آنچه که باید بشود.

همین مختصر خطوطی که از اندیشه جناب حاجتی ترشح کرد و بلافاصله سیل حمایت هم اندیشانشان را در پی داشت، دارای سوالاتی است که ذهن این حقیر را به مشغول کرده است

یکم اینکه: یا این آقا و هم اندیشانشان معنای دوست را نمی دانند و یا معنای بهایی را و یا معنای هر دو را نمی دانند و یا دانسته با بهائیان دوستی می کنند. هر چه باشد جهت تنویر فکر مبارک عرض می شود که دوست به کسانی میگویند که گِرد اندیشه ای مشترک مجتمعند و همین اشتراک نظر آنان را به پیمان مودت می کشاند. منبری با منبری می نشیند و منقلی با منقلی. در تصدیق عریضه، مراجعه فرمایید به کلام مقتدایتان چرچیل که فرمود بگو دوستت کیست تا بگویم کیستی. حالا کدام اشتراک نظر و کدام اجتماع رد پای دو بهایی را به دایره دوستانتان کشانده است؟ الله اعلم. ناگفته نماند که هردوی شما از گسترش حرم مطهر اهل بیت در شهر شیراز نگران بودید. این نگرانی مشترک می تواند به عنوان گام نخست ورود به این پیمان شوم تلقی شود.

دوم اینکه: احتمالا جناب حاجتی آنقدر درگیر صرف سیاست و کیاست برای جمع آوری رای بوده اند که به کل ترک مطالعه فرموده و شدیدا عرصه آگاهی را بدرود گفته اند. آنجا که نمی دانند بهائیان از بدو پیروزی انقلاب و از زاویه تخاصم، تمام انتخاباتهای جمهوری اسلامی را تحریم فرموده و به کل در آن مشارکت آشکار نداشته اند. این موضوع مبین آن است که حضرتش به یمن آرای کسانی که این روزها نمی دانند بر اوضاع دلار ضجه زنند یا بحران معیشت را مویه نمایند بر منسب شورا نشسته و از حقوق کسانی دفاع میکنند که فرایند انتخاباتی نظام را مردود دانسته و تحریم کرده اند. کمترین حق رای دهندگان به شما اینست که دهانتان را بکوبند و بگویند غلط کرده اید که لابلای این همه بی تدبیری و نا امیدی، ما را رها کرده و دو هفته از حق الناس را حرام آن موریانه های پلشت کرده اید. البته کسی چه میداند، شاید به یمن همین حرکتتان، بیت العدل هزار رنگ پیامی داد و رای پیروان گمراهش را به صندوق شما ریخت و بدعتی دیگر در مسلک من در آوردیشان رویید و شما هم شدید عروس فتانه بهائیت و با تمام قوا به جنگ آستان اهل بیت شتافتید.

سوم اینکه: خطابم اینبار به تاریخ است که ای تاریخ، شاهد باش که در زمانه ای که خاک بلادیده اهواز بر خون زنان و کودکان و مردان مرثیه می سرایید، در وقتی که چشمان خیس پدری بر مصیبت صعود قیمت داروی کودکش خون میگریست، در حالی که مادری بر جنازه بازگشته از سوریه پسرش خاک می پاشید، گروهی که باید خدمت مردمان ستمدیده و تحریم زده می گذاشتند، سر در آخور مسببان این اسباب فرو کردند و سینه های سیاهشان را برای این گمراهان سیاه روز سپر نمودند. ننگ بر تو ای روزگار اگر ننگ اینان، فراموشت شود... و السلام