برکات فتوای رهبر انقلاب درباره عدم اهانت به مقدسات اهل تسنن
برکات فتوای رهبر انقلاب درباره عدم اهانت به مقدسات اهل تسنن

فرقه نیوز، رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی تأکید می‌کنند «آن تشیّعی که ارتباط به ام آی شش انگلیس داشته باشد، آن تسنّنی که مزدور سی آی ای آمریکا باشد، نه آن شیعه است، نه آن سنّی است؛ هر دو ضدّ اسلامند.»

امروزه فرد وقتی حوادث مختلف منطقه همانند جریانات حاکم در سوریه، عراق، لیبی، یمن و دیگر کشورهای اسلامی را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهد، به نتیجه روشنی می‌رسد که استکبار جهانی با ایجاد تفرقه میان مسلمانان، توانسته بر این مناطق و حتی حکام برخی از کشورهای عربی به ظاهر اسلامی سیطره یابد. کشورهایی که از اسلامیت و عربیتشان نامی بیش باقی نمانده و سرسپرده مستکبران شده‌اند.

هر چند گروه‌های تکفیری ـ تروریستی دست نشانده کشورهای غربی هستند، ولی نباید از این موضوع غفلت کرد که خود مسلمانان با تفرقه افکنی زمین جهان اسلام را برای بذرپاشی گروه‌های تکفیری ـ تروریستی آماده کردند و اکنون این شجره ملعونه، با خون‌هایی که به ناحق ریخته می‌شوند، سیراب می‌گردد. گروه‌هایی که برایشان شیعه و سنی هیچ تفاوتی نداشته و تلمیذ مکتبی هستند که جز ریختن خون، خشونت، ترور، انتحار، کشتن، غارت کردن و... اندیشه دیگری برای عرضه ندارد.

اینجاست که فرد به عمق سخنان ولی امر مسلمین جهان پی می‌برد، آن‌جایی که می‌فرمایند «وقتِ آن رسیده است که دنیای اسلام به خود آید و اسلام را به عنوان صراط المستقیم الهی و راه نجات انتخاب کند و در آن، با استحکام قدم بردارد. وقت آن رسیده است که دنیای اسلام، اتّحاد خود را حفظ کند و در مقابل دشمن مشترکی که همه گروه‌های اسلامی، آسیب آن دشمن را دیده‌اند ـ یعنی استکبار و صهیونیسم ـ به طور متّحد بایستد، شعارهای واحدی بدهد، تبلیغ واحدی بکند و راه واحدی را بپیماید. ان‌شاءاللَّه مورد تأیید پروردگار و مورد حمایت قوانین و سنن الهی هم خواهد بود و پیش خواهد رفت.»(یکم مرداد ماه سال 76 در دیدار مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی)

حجت‌الاسلام رحیم کارگر، مدیر گروه آینده پژوهی پژوهشکده مهدویت و از محققان و پژوهشگران حوزوی نیز در گفت‌وگویی به پرسش‌های ما در زمینه وحدت پاسخ می‌دهد که علاقه‌مندان در ادامه متن این گفت‌وگو را از نظر می‌گذارنند؛

 

رسا ـ اهمیت وحدت در شرایط کنونی با توجه به حوادث مختلفی که در منطقه به ویژه کشورهای اسلامی همانند عراق، سوریه و یمن رخ می‌دهد چیست؟

اگر ما آینده‌نگری دقیق و جامعی از وضعیت منطقه خود یعنی خاورمیانه داشته باشیم، اگر آینده‌نگری خوبی نسبت به اوضاع جهانی داشته باشیم، به چند نکته اساسی دست می‌یابیم که این نکات به ما نشان می‌دهد باید راهبردهای بلندمدت و اساسی اتخاذ کنیم تا بتوانیم از حوادثی که پیش می‌آید عبور کنیم.

نکته نخست درباره آینده خاورمیانه این است که ساختار منطقه می‌خواهد تغییر پیدا کند و یک ساختار قومی و قبیله‌ای وابسته به غرب شکل بگیرد؛ یعنی رنگ و بوی مذهبی و حتی رنگ و بوی ملی هم نداشته و تغییر ساختارها عمدتا برای جلب منفعت اسرائیل، غرب و آمریکا صورت می‌گیرد. نکته دوم این است که دنیا وابستگی شدیدی به انرژی و منابع خاورمیانه دارد که برای دسترسی به این منابع، مسلما باید بتواند سلطه و برتری خود را به شکل‌های مختلف حفظ کنند.

سومین و مهم‌ترین نکته، قدرت گرفتن اسلام در سطح جهان است. امروزه اسلام از یک سو نه تنها آیین فراگیر و جهان شمول است، بلکه به شدت منافع استکبار و وابستگان به آن‌ را به چالش کشانده است. از سوی دیگر آینده جهان با موفقیت‌های اسلام عجین شده و احتمال گسترش شدید اسلام به ویژه در کشورهای اروپایی بیش از پیش است و خود غربی‌ها نیز پیش بینی کرده‌اند که ترکیب جمعیتی اروپا به نفع مسلمانان تغییر پیدا خواهد کرد.

این سه فاکتور و مؤلفه، سبب شده تا غربی‌ها و دشمنان، تلاش‌ها و برنامه‌های اساسی برای به دست گرفتن آینده خاورمیانه اتخاذ کنند که مهم‌ترین آن‌ها ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی است. در حقیقت غربی‌ها تا زمانی که میان مسلمانان اختلاف، چندگانگی و پراکندگی باشد، به موفقیت و پیروزی می‌رسند. به عبارت دیگر مهم‌ترین نقطه قوت دشمنان اسلام و سرمایه آن‌ها برای تسلط همیشگی و مداوم بر منطقه، جدا کردن مسلمانان با ایجاد تفرقه از یک‌دیگر است؛ به همین دلیل باید وحدت مسلمانان به عنوان یک استراتژی و راهبرد بلند مدت در نظر گرفته شود. حتی خواسته دینی این است که مسلمانان در صف واحد قرار گیرند تا دشمنان نتوانند در صفوف آن‌ها رخنه کرده و کشورهایشان را به چالش بکشانند و سبب عقب ماندگی و عقب افتادگی کشورهای اسلامی شوند. به همین دلیل وحدتی که ما بیان می‌کنیم، یک وحدت ساختگی، ظاهری، فرمایشی نیست؛ بلکه یک وحدت معقول، درست، مطلوب، آینده‌نگر و آینده‌گرا است.

دلیل موضع‌گیری برخی از افراد در قبال وحدت میان مسلمانان چیست؟ چرا این افراد تأکید دارند که نباید با عامه وحدت داشت؟

نخست باید گفت که این افراد معنای وحدت را نمی‌فهمند. وحدت به معنای یکی شدن واقعی نیست؛ وحدت به معنای کوتاه آمدن در مسائل اعتقادی نیست. وحدت به معنای دست کشیدن و کوتاه آمدن از ارزش‌ها و آرمان‌ها نیست. بلکه وحدت به معنای تکیه بر اعتقادات و باورهای مشترک با حفظ اصول و آرمان‌ها است. وحدت، افزون‌بر تکیه بر باورهای خود، عدم پرخاشگری در برابر دیگران، عدم توهین به باورهای دیگران و عدم انجام کارهای اختلاف افکن است؛ یعنی کارهایی که منجر به افزایش دشمنی، کینه، خصومت و بیگانگی می‌شود.

وقتی معنای وحدت به خوبی درک شد، ضرورت اتخاذ راهبرد اساسی برای آینده کشورهای اسلامی احساس شد، معنا ندارد که بگوییم چرا با مسلمانان اتحاد داشته باشیم. وقتی ما می‌توانیم با مسیحیان یک نوع تعامل و اتحاد داشته باشیم، وقتی می‌توانیم با سایر ادیان تعامل و گفت‌وگو داشته باشیم، چرا نتوانیم با افرادی که از نظر اعتقادی به ما نزدیک‌تر هستند، دارای خدا، پیامبر، قرآن، قبله‌ و باورهای واحد هستیم، گفت‌‌وگو و تعامل داشته باشیم و صف متحدی تشکیل دهیم؟

باید بدانیم که پیروزی و اقتدار ما منوط به داشتن اقتدار، شکوه و ابهت است که این‌ها با وحدت حاصل می‌شود؛ وگرنه دشمنان به راحتی هر چه تمام‌تر ما را خرد کرده و از بین می‌برند. آن هم نه به دست خودشان، بلکه به دست خودمان به وسیله دشمنی‌هایی که ایجاد می‌کنیم، از بین می‌برند. به همین دلیل بنده از تمام کسانی که در این زمینه بعضاً سخنانی می‌‌گویند، فتوا صادر می‌کنند، تقاضا می‌کنم به مبانی دینی و قرآنی بازگردند. در برابر دین و قرآن نایستند؛ چرا که انجام کارهای اختلاف افکنانه، ایستادگی در برابر آیات صریح قرآن است که به سبب عدم فهم معنای صحیح و درک ضرورت وحدت حاصل می‌شود. دشمنان نیز تاکنون به خوبی از این نقطه ضعف‌ها استفاده کرده و توانسته‌اند ضربات سهمگینی بر پیکره جامعه اسلامی وارد کنند.

طرح شعارهای انحرافی در برابر شعارهای وحدت چه طبعاتی خواهد داشت؟

مهم‌ترین و بدترین آثار شوم طرح این شعارها به مسلمانان به ویژه مسلمانان کشورهایی همانند اندونزی، میانمار، پاکستان، افغانستان، لبنان، سوریه، عراق و غیره باز می‌گردد. بیشتر خون‌هایی که از مسلمانان به ویژه شیعیان این کشورها ریخته می‌شود از این نوع نگرش‌ نشأت می‌گیرد. نگرشی که سبب تشدید اختلافات، دشمنی‌ها و تحریک عواطف و احساسات عده‌ای از انسان‌ها می‌شود که نمی‌توانند حق و باطل را تشخیص دهند. به همین دلیل اگر خونی از بینی شیعه‌ای در عالم به خاطر این نوع تصمیمات و اقدامات جاری شود، مسلما افراد نمی‌توانند در قیامت پاسخ آن را بدهند؛ چرا که صدمات و لطمات شدیدی به افراد می‌زنند.

این‌گونه افراد باید بدانند با طرح شعارهای تفرقه‌افکن، سبب تقویت جبهه شیطانی سفیانیان و سلفی‌ها می‌شوند. تروریست‌ها نیز از این نقاطع ضعف بهره کاملی می‌برند. چرا ریگی در منطقه سیستان و بلوچستان توانست عده‌ای را در کنار خود جمع کند؟ چرا امروزه برخی در عراق و سوریه عده‌ای را کنار خود جمع می‌کنند؟ یکی از علت‌های اصلی آن، همین نوع نگرش است که به وسیله آن برخی از مسلمانان کوته‌بین و کم سواد را به بهانه‌ این‌که شیعیان به مقدسات توهین می‌کنند، دور خود جمع می‌کنند و بدترین جنایات را علیه شیعیان انجام می‌دهند. باید بدانیم هر اقدامی که ما در جهت اختلاف افکنی و جبهه‌گیری در برابر وحدت داشته باشیم، به یقین آب در آسیاب دشمن ریختن است و جبهه تروریست‌ها، سلفی‌ها و سفیانی‌ها را تقویت می‌کنیم؛ همان افرادی که در سوریه و عراق فعال هستند و افتخارشان این است که روزی سفیانی ظهور کرده و این‌ها از یاران و سربازان او می‌شوند.

این نوع اقدامات جلوتر از امام معصوم(ع) حرکت کردن است. بنده از تمام این افراد و بزرگانشان تقاضامندم که به روایات معصومان(ع) بازگردند، به روایات نظر کنند تا ارزش وحدت و یکپارچگی را یاد بگیرند و جلوتر از معصوم(ع) حرکت نکنند. هر فردی جلوتر یا عقب‌تر از معصوم(ع) حرکت کند، به یقین در آتش دوزخ گرفتار و از راه مستقیم و درست خارج می‌شود.

اهل‌بیت(ع) و بزرگان دینی ما همواره سفارش کرده‌اند که وحدت و همدلی خودمان را با مسلمانان حفظ کنیم و در مجالس آن‌ها حضور داشته باشیم. در ایام حج مشاهده می‌کنیم که تمام مسلمانان برنامه‌های مشترکی را انجام می‌دهند و کوچک‌ترین تعرضی نسبت به یک‌دیگر ندارند؛ ولی اگر ما(شیعیان) اختلاف و تفرقه ایجاد کنیم، وهابی‌ها حتی در مکه و مدینه نیز مسلمانان را علیه ما تحریک می‌کنند؛ چنانچه اکنون نیز این کار را انجام می‌دهند، در حالی که مسلمانان با ما هیچ مشکلی ندارند.

شما نقش دشمنان و جریان‌های تندروی داخلی در دامن زدن به تفرقه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بنده تمام آبشخور، ریشه و منشأ جریانات و گروه‌های تندروی داخلی را نمی‌دانم؛ ولی یقین دارم که کارشان الهی و مخلصانه نیست؛ در جهت تقویت مبانی اهل‌بیت(ع) نیست. این‌ها یا عده‌ای سرخورده هستند که می‌خواهند عقده خودشان را از این طریق فروبنشانند، یا فریب سخنان تند و به اصطلاح ولایی برخی را می‌خورند که مسلما اشتباه می‌کنند؛ چرا که اهل‌بیت(ع) نسبت به چنین اقداماتی رضایت ندارند. به عبارتی روشن‌تر، برخی از این افراد کسانی هستند که به اسم امام حسین(ع) و مکتب اهل‌بیت(ع) می‌خواهند سرپوشی بر هوس‌ها و نفسانیات خود بگذارند و این خطرناک‌ترین رفتاری است که بنده در احوالات و رفتار این‌ها رصد کرده‌ام. در حالی که نفسانیات و هوس‌های درونی را نباید به پای امام حسین(ع) و اهل‌بیت(ع) نوشت. به نظر می‌آید عده‌ای می‌خواهند برای خودشان دکانی دست و پا کرده و از این طریق گروهی را جمع‌آوری کنند.

نکته دیگر این است که دشمنان دین، انقلاب و دین ستیزان در چنین ماجراهایی آتش بیار معرکه هستند و آتش بیشتر از ناحیه افراد بی‌دین افروخته می‌شود که می‌خواهند سر به تن علما و مراجع نباشد. البته این‌ها با ظاهر اسلامی وارد شده و عده‌ای را تحریک می‌کنند تا بتوانند نظام جمهوری اسلامی را تضعیف کنند و یا موقعیت خود را قوت بخشند تا بر آمال پلیدشان دسترسی داشته باشند.

دشمنان خارجی نیز از این‌ها بهره می‌برند و در برخی مواقع، هیچ نیازی ندارند که به صورت مستقیم وارد شوند و از این‌ها بهره ببرند؛ چرا که این گروه‌ها خود تیشه به ریشه اسلام، آیین و نظام می‌زنند و امروزه خطرات این اقدامات را در کشورهای مختلف اسلامی می‌بینیم. اگر مسلمانان همه در صف واحد قرار گیرند، افزون‌بر مستکبران، گروه‌های تروریستی و تکفیری، همانند سلفی‌های یزیدی مسلک نیز هیچ غلطی نمی‌توانند بکنند.

فتوای رهبر معظم انقلاب مبنی بر عدم اهانت به مقدسات اهل سنت چه نقشی در ایجاد وحدت دارد؟

بنده وقتی به فتاوای رهبر معظم انقلاب به ویژه فتوای ایشان درباره عدم اهانت به مقدسات اهل سنت مراجعه می‌کنم، بدون هیچ مدح و چاپلوسی می‌توانم بگویم که این رهبر بزرگوار با فتاوای خود نه تنها جمهوری اسلامی ایران را داهیانه مدیریت کردند، بلکه توانستند جهان به ویژه جهان اسلام را با تمام شؤون و مناسکش به خوبی مدیریت و رهبری کنند.

متأسفانه بسیاری از مسلمانان از مبانی والای اهل‌بیت(ع) به دور هستند؛ با عمق این مباحث و معارف آشنا نیستند. تنها به همین اندازه فهمیده‌اند که خدا، اسلام، قرآن و پیامبر(ص) وجود دارد و بیشتر از این موارد چیزی را نمی‌دانند. ما نباید به مقدسات این‌ها اهانت کنیم؛ چرا که به همین اندازه می‌فهمند و خیال می‌کنند که در راه پیامبر خدا(ص) گام بر می‌دارند؛ در حالی که اگر ما بتوانیم با زبان خوش به تبلیغ دین پرداخته و از ولایت و زیبایی‌های رفتاریی معصومان(ع) سخن بگوییم، به سمت ما میل و گرایش پیدا می‌کنند و از ما فرار نخواهند کرد.

بنده باید بگویم که فتوای مقام معظم رهبری ناظر بر این چند نکته اساسی است؛ نکته نخست، مقدسات هر کسی برای خودش محترم است و باید مقدسات او پاس داشته شود. توهین و تخریبی علیه آن‌‌ها صورت نگیرد. نکته دوم، توهین و تخریب نتیجه معکوس می‌دهد و منجر می‌شود که زبان آن‌ها نیز به توهین، تمسخر و... باز شود. چنانچه وهابیت، امروز بدترین توهین‌ها را نسبت به اهل‌بیت(ع) به ویژه امام زمان(عج) به کار می‌برند و کتاب‌های مفصلی در این‌باره می‌نویسند.

نکته سوم این‌که مقام معظم رهبری خواستند بدین صورت صفوف اهل‌تسنن با وهابیت و تروریست‌ها سلفی جدا شود. نکته چهارم، فتوای رهبر معظم انقلاب نشانگر شکوه و عظمت جهان اسلام است و با این فتوا، یک نوع یأسی در دشمنان ایجاد شد تا نتوانند از آب گل آلود طعمه خود را بگیرند. نکته پنجم، فضا و میدان نباید به دست افراد جاهل و تندرو سپرده شود؛ چرا که هر زمان فضا در دست این طیف قرار گرفت، ما ضرر کردیم و خواهیم کرد؛ از این‌رو مقام معظم رهبری خواستند فضا را از دست این افراد خارج کنند تا مسلمانان بتوانند در یک فضای آرام روبه جلو حرکت کنند.

نکته پایانی؛ یقین داشته باشیم که آینده برای مکتب اهل‌بیت(ع) است. یقین داشته باشیم اگر به خوبی به تبیین روش، سیره و پیام‌های اهل‌بیت(ع) بپردازیم، دیگران به این مکتب گرویده می‌شوند. اگر در موضوع مهدویت و آرمان‌های مهدویت سخن به میان آوریم، دنیا به سمت ما گرایش پیدا خواهد کرد؛ چرا که سخن حق را خواهد شنید. ما امروز باید به فکر افزودن‌بر اصحاب و انصار امام زمان(عج) باشیم. به فکر جذب مسلمانان به سمت مهدی موعود باشیم تا بتوانیم این ادعا را بکنیم که مسلمانان در هنگام ظهور، پشت سر حضرت حجت(عج) حرکت خواهند کرد و این منوط به این است که بتوانیم این‌ها را با زبان ملایم و احترام آمیز به سمت خودمان سوق دهیم و مسلما این‌ها با صاحب الزمان(عج) و ما دشمنی نخواهند کرد؛ بلکه از دوستداران و یاران حضرت حجت(عج) خواهند شد. / رسا